تبليغاتX
مرگ را به تاوان آزادي پذيرفتم

مرگ را به تاوان آزادي پذيرفتم

مثل همیشه رقته بودم پارک دو ساعتی نشستم و داشتم بر می گشتم که تو راه دیدم مغازه دوستم آقا محسن بازه . رفتم پیشش . صحبت از کار در اومد و هر دوتامون گفتیم آره کار سخته اما عادت می کنیم. من طبق عادت همیشگی به محض سکوت گفتم (یا احمدی نژاد) یه نفر دیگه هم تو مغازه بود بلافاصله به من گفت احمدی نژاد و دوست داری ؟ گفتم آره . گفت واسه چی؟ گفتم هم خوشتیپ ترین رئیس جمهوره و هم به همه احترام می زاره هم آزادی رو به ارمغان اورده و دشمن اصلی خفقانه.... پرسید : چطور می گی خفقان نیست ؟؟((دوستم مرتب به من اشاره میکرد هیسسسس)

گفتم بابا دارم شوخی می کنم . گفت یعنی چی ؟ گفتم یعنی بر خلاف اینها که گقتم نظر دارم!

گفت اونطوری هم که تو می گی خفقان نیست ! اصلا می دونی خفقان چیه ؟ گفتم آره یعنی اینکه قبر شاملو رو چهار بار شکستن تو هنوز نفهمیدی / یعنی می زنن خانقاه رو با لودر خراب می کنن تو الان فهمیدی / یعنی دانشجو ها رو گرفتن هنوز دارن شکنه می کنن تو خبر نداری/یعنی یه نفر داره از دیریای خزر می فروشه اما تو خبر نداری.....

گفت:  حالا این چه دخلی تو زندگی تو داره ؟؟  گفتم من یه انسان هستم برام مهمه که سر هموطنام چی میاد .گفت : من کاری به کسی ندارم زندگی خودمو می کنم خودم چشم دارم می بینم ، فقط امام حسین آزاده بود . تو داری اشتباه می کنی.((دوستم با اشاره می گفت جون من تمومش کن)) گفت : دانشجوها رو شارژ کردن فرستادن جلو و اعدامشون کردن . الان هم دارن تو رو شارژ می کنن. من همه چیز رو به چشم خودم دیدم .پرسید :این اطلاعات رو کی به تو می ده؟ گفتم خودم به چشم دیدم. ((خیلی جا خورد)) گفت الان مثلا چیو می خوای ثابت کنی با حرفات . گفتم لازم به اثبات کردن چیزی ندارم فقط حرفم رو می زنم . گفت می دونی الان با یه تلفن می تونیم کاری کنم همینجا تو رو بگیرن و از صفحه رروزگار محوت کنم((تو دلم گفتم آدم می تونه خیلی پست باشه)) ((دوستم با اشاره التماس مس کرد و هی ریش گرو می زاشت))گفتم : حتما برام می ارزه . گفت: می تونی اینو سر کارت هم بگی ؟ گفتم : به طور واضح نمی گم ولی زیر بار هم نمی رم. گفت تو می خوای فردا زندگی کنی ، نون در بیاری ، ببین اکثریت چطورن اونطور باش.. گفتم : شاید هدف زندگی برای شما زندگی آسوده و راحت باشه که حاضرین سر همسایتون هر چی بیاد خاموش بنونید، اما من در مقابل همه مسئولم. گفتم :اگه یه جایی همه ذروغ می گفتم من هم باید دروغ بگم؟ مگه قرآن نمی گه و اکثرهم لایعلمون (یعنی و اکثریت نمی فهمند) اکثریت؟ امام حسین رو اکسریت کشتن/ گفت: به طرفدارهاش راه ندادن /گفتم طرفدارهاش همه نگاه به اکثریت کردن و ترسیدن که زندگی آرومشون خراب بشه.

 گفتم بحث من چیز دیگه ای هست/ من می گم ما به خاطر عقیدمون نباید مجازات بشیم.گفت یه چیزی بهت بگم ناراحت نمی شی ؟ گفتم بگو / گفت تو کله ات باد داره / به زودی باد کله ات می خوابه/ گفتم هراسی ندارم اگه یه روز بفهمم اشتباه کردم ./ گفت یعنی حاضری به خاطر فقط عقیده ات بری زندان /گفتم : پای شکنجه اش هستم ، پای اعدامشم هستم :

با لحن تمسخرآمیز به من گفت: یعنی جونت اینقدر بی ارزشه؟؟؟؟ گفتم نه آزادی خیلی با ارزشه.

..............

خیلی بحث کردیم دو سه بار طرف به من توهین کرد اما اولش می گفت بلانسیت.

آره شاید کله ام باد داشته باشه اما از بچگی همینطور بوده .

اگر مورد آزار قرار گیرم مظلوم نیستم آزاده ام . خلاصه طرف رفت دوستم گفت این همسایتون از اون اطلاعات ی های ناجور خدا بهت رحم کنه. به خدا اگه بلایی سرت اومد هیچوقت خودمو نمی بخشم..ارواح پدرش هیچ گوزی نیست    . باید مواضب باشم .می دونم بعضی وقت ها زیاده روی می کنم .برای رسیدن به مقصد باید صبور بود و بیگدار به آب نزد

اینم یه شعر از ا.بامداد(شاملوی بزرگ)

 

هرگز از مرگ نهراسیده ام

          اگر چه دستانش از ابتذال شکننده تر بود

هراس من باری، همه مردن در سرزمینی ست

                   که مزد گور کن از آزادی آدمی افزون باشد

 

جستن ، یافتن، و آنگها به اختیار برگذیدن

                   و از خویشتن خویش با رویی پی افکندن

اگر مرگ را از این همه ارزشی بیشتر باشد

                                       حاشا حاشا که هرگز از مرگ هراسیده باشم

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم آذر 1386 8:34 توسط ایوب


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

وبلاگ من وبلاگی برای همه انسانهای آزادی خواه و برابری طلبی می باشد که برای یک جامعه آزاد و برابر بدون هیچ ظلم و ستمی مبارزه می کنند. من مخالف نظام طبقاتي هستم. من با جهل ، تبعض ، بهره كشي از انسان ، استثمار كار انسان ، مالكيت خصوصي بر وسايل توليدي ، سرکوب ، عقب ماندگی فرهنگی ، بی مسکنی و فساد و جنایت مبارزه مي كنم. كه فقر و فقر فرهنگي و فقر اجتماعي همه اهداف و متاسفانه دستآورد نظام سرمايه داريست براي امتداد استثمارش به فرمان آز و طمع.
******
چاهي دربياباني وجود دارد كه در آن آب زلالي است. دو فرد مي خواهند از چاه بنوشند. دو راه وجود دارد

1- فردي كه قدرت بيشتر و زور بازوي بيشتري دارد فرد ديگر را مجبور كند تا هر روز آب را از چاه بالا كشد و در بشكه اي بزرگ به خانه ي فرد قدرتمند حمل كند و يك جرعه ، فقط يك جرعه خود بنوشد تا زنده بماند و قردا باز هم...... . قدرت و زور مي تواند نژاد برتر ، جنسيت فرد ، حيله گري ، ارث رسيده به او ، اشرافيت ، و...... باشد. فرد زورمند هر روز ذخيره ي آبش بيشتر مي شود ولي فرد ديگر هميشه در سختي و تشنگي بسر مي برد. (جامعه جنگلي) (سرمايه داري)

2-آب را با يكديگر از چاه بيرون كشند و هر فرد به اندازه ي نياز خود از آب بنوشد. (جامعه ي انساني _ سوسياليزم)

من راه دوم را مي پسندم و براي آن مبارزه خواهم كرد

زنده باد آزادی برابری حکومت کارگری

<<سرود انترناسیونال>>
<<سرود همبستگی جهانی طبقه کارگر>>

برخيزيد، دوزخيان زمين !
برخيزيد، زنجيريان گرسنگي !
عقل از دهانه آتشفشان خويش تندروار می‌غرد
اينک! فوران نهائی ست اين .
بساط گذشته بروبيم .
به‌پا خيزيد! خيل بردگان، به‌پا خيزيد !
جهان از بنياد ديگرگون می ‌شود
هيچيم کنون، «همه » گرديم !
نبرد نهائيست اين .
به‌هم گرد آييم
و فردا «انترناسیونال»
طريق بشری خواهد شد .
رهاننده برتری در کار نيست،
نه آسمان، نه قيصر، نه خطيب .
خود به رهايی خويش برخيزيم،‌ای توليدگران!
رستگاری مشترک را برپا داريم !
تا راهزن آنچه را که ربوده رها کند،
تا روح از بند رهايی يابد،
خود به کوره خويش بردميم
و آهن را گرماگرم بکوبيم!
نبرد نهائيست اين .
به‌هم گرد آييم
و فردا «انترناسیونال»
طريق بشری خواهد شد.
کارگران، برزگران!
فرقه عظيم زحمتکشانيم ما
جهان جز از آن آدميان نيست
مسکن بيمصرفان جای ديگريست .
تا کی از شيره جان ما بنوشند؟
اما امروز و فردا،
چندان که غرابان و کرکسان نابود شوند
آفتاب جاودانه خواهد درخشيد .
نبرد نهائيست اين .
به‌هم گرد آييم
و فردا «انترناسیونال»
طريق بشری خواهد شد .


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

http://uksearchfor.info
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

هفته چهارم اردیبهشت 1388

هفته چهارم فروردین 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته دوم دی 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته دوم خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386


آرشیو موضوعی

شعرها


پیوندها

سایت رسمی اسطوره کلام احمد شاملو
مجمع دانشویی
صدف
مردي كه مي خندد
مرگ قسطي
از بالا نگاه كن به هر آنچه دیدنی است
ساقی بدون شراب_ شراب مهربون
شراب تلخ
سرو سپيد
بزغاله اي چون خودم
هم سنگر
آرزوي اعدامي
روژين و روزگارش
به تمامي از آن تو بوده ام
براي زنده ياد احمد شاملو
بيدار نامه
آرتا
روز ناگزیر
شهاب شاملو
اشعار خصوصي
راه آزادي
ايراني هنوز زنده است
شبنم
طنين دانشجو
اذهان بيدار
زنداني به وسعت ايران
آزادي خواه
رهايي
فرياد خاموش ما
شعر و اندیشه
ماهي سياه كو
آزادي خواهان قزوين
دانشجويان آزادي خواه مشهد
شهر شب ظلمت
افق سوسياليسم
بانو
تا آزادي
آناهيتا را آزاد كنيد
منوچهر اسد بيگي (آزادي)
دانلود آهنگ (دانشگاه پادگان نيست)
فقر و آزادي
منتقد سوسياليسم
سايت رسمي ايرج جنتي عطايي
شراره های آزادی
پرواز را به خاطر بسپار
کلوب دانلود کتاب
ايران پرس
کارگران جهان متحد شوید!
چگورا
دانشجویان ایران
میلاد یکی کودک
دانشجویان بین الملل قزوین
کمون
وضعیت فعلی چپ و گام های ضروری
پيامبر دروغين
تريبون جوان
بسوي سوسياليسم
تا آزادی فرهاد
خبر نامه ی آزادی و برابری
سوداي سيمرغ
عيله وضعيت موجود
خردورزان زیر خاکستر
گورو(امین قضایی)
یاداشتهای تنهایی
پتک(نشریه ی هنر و ادبیات اعتراضی)
انسان آزاد
می سرا
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin


JavaScript Codes