|
قناري ما صداش مثل شمشيري غصه رو دو تيكه مي كنه و بي اينكه بخاي شادي رو تو قلبت فرو مي كنه راستي اين قناري شراب هم مي خوره !!!!!!!
شهر بي زمان پر از ديوار است و هر مكان محدود ِ چهار ديوارهر چند سقف پناه ماست و پر از فرياد زمان همه يادآور ديروز و فردا.هر چند نشسته ايم در امروز به سوگواري ديروزو فردا را، راهي دور است .وه كه صداي سكوت براي گوش هاي شنوا بسي دلخراش است و اهالي همه فرياد مي زنند: ((من))_________ تو كجايي؟ زنداني ِ كدام مكان؟ گير كرده در كدام زمان؟ كه صدايت ابريشم مهربانيست و مي بُرد، شادي ِ بيدريغ ِ آوازت پرده ي ِ بتون ِ زندان را._______ بچه ها ، بچه ها در مخروبه هاي جغدآباد صداي قناري مي آيد بگوش . برخيزيد! برخيزيدامروز نه امروز است قناري، آوازِ اميدي بلند را به سوي ما روانه كرده است .محبوسيم و محبوس است كلنگ و بيل از شما آباد كردن ويرانه با شما ديوار، فردا را مانع است و انديشه ي ديروز ِ بر باد رفته جز درجا زدن در امروز هيچ به ارمغان نخواهد داشت ديوار ها را خراب كنيد هراس مكنيد ، سرزمينمان :زنداني بزرگ است هيچ ديواري به جاي مگذاريد سقفي از عشق برپا كنيد همين كفايت مي كند براي ما من ها را بكشيد من ها را ما كنيد برخيزيد ، برخيزيد شايد قناري به انتظار ماست .________ من چه مي كنم؟ هان ! يادم رفت!!!براي آغاز طرح قرباني مي شوم .+ نوشته شده در جمعه سی و یکم خرداد 1387 19:47 توسط ایوب |
|
| ||||||