|
شعری از رفیق باسط ـــــــــــــــــــ تو کجا رفتی که من همیشه تنهام؟ تو کجایی که ببینی دیگه ماه نیست توی شبهام؟ اینجا همیشه شبه اما ستاره هاش کجاست؟ آسمون غصه داره اما اون بارون کجاست؟ نمیاد؟ رفته کجا؟ می خواد از چشمای کی بیاد پایین؟ این چشمها غرق نمه دیگه طاقت نداره آخه تا کی بشینیم گریه کنیم فکر کنیم یه روز میاد اون روز ما می سازیم حالا تا وقتی بیاد. بگین هستیم آخه هستید. + نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387 17:2 توسط ایوب |
|
| ||||||